تبليغاتX
آری آغاز دوست داشتن است

آری آغاز دوست داشتن است

عاشقانه

ديوونتم

نظر بديد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 11:6  توسط عزیز و آمنه   | 

خوش آمدید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 9:15  توسط عزیز و آمنه   | 

هر لحظه

می خوام هر لحظه چشماتو داشته باشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 8:52  توسط عزیز و آمنه   | 

با تو

باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند

ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم
باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم
باتو،من در هر شکوفه می شکفم
باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم
باتو،من در روح طبیعت پنهانم
باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو،من با بهار می میرم
بی تو،من در عطر یاس ها می گریم
بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم
بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،
بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،
شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 10:36  توسط عزیز و آمنه   | 

عزیز

عزیزم ، عزیز آنقدر تو را می پرستم که در پرستیدنت خود را ستایش می کنم

چقدر خنده های زیبایت را دوست دارم

چقدر دست های گرمت را دوست دارم

چقدر نگاه مهربونت رو دوست دارم

خلاصه آنقدر دوستت دارم که وصف کردنش برام مشکله

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 10:20  توسط عزیز و آمنه   | 

ممنونم دوستان عزیز که برام آپ گذاشتین . هم از ساراو هم از آزاده
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 9:41  توسط عزیز و آمنه   | 

آپ

چرا کسی واسه من آپ نمی زاره ؟

نظر بدیدین دیگه خسیسا

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 9:14  توسط عزیز و آمنه   | 

عکس های عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 9:21  توسط عزیز و آمنه   | 

نگاه

 

دلم برای اون نگاه عاشقونت تنگ شده

آخه من نمی تونم به غیر از تو به کسی دیگه نگاه کنم

 توی عمرم هیچ وقت نمی تونستم به نگاهی تکیه کنم اما می بینم نگاه تو برای من یه عمر ارزش داره 

فدای چشمات                

نظر يادت نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:54  توسط عزیز و آمنه   | 

عشق واقعی

از اون روزی که با عزیز آشنا شدم تازه معنی واقعی عشق رو فهمیدم

خدایا همین جوری که منو با عشق عزیز آشنا کردی منو با عشق خودت هم آشنا کن

خدایا عزیز رو برام نگه دار

روز به روز دارم بیشتر عاشقش می شم این دوستی رو بازم بیبشتر کن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:37  توسط عزیز و آمنه   | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 14:59  توسط عزیز و آمنه   | 

عکس های عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 14:36  توسط عزیز و آمنه   |